اسپنسر | Spencer؛ جسارت و تصمیم

نگاهی به فیلم
.
.
اسپنسر شاید همه آنچه را می‌خواست، بیان کرد، جسارت و تصمیم؛ اسپنسر ساخته پابلو لارائین نگاهی دارد به زندگی دایانا (شاهدخت ولز) که تصمیم به پایان دادن ازدواج خود با چارلز (شاهزاده ولز) می‌دهد. دایانا از دیدگاه من چنان پرنده‌ای است که در قفسی بسیار بزرگ محبوس شده و راهی به بیرون ندارد، زیبایی‌اش پشت پرده اتاق‌هایی پنهان است. دایانا همواره در تلاش تا بال بگشاید و به خانه {خودش} باز گردد. اما چیزی او را در انزوا نگه می‌دارد، چیزی اجازه بال گشودن به او نمی‌دهد. اما دست از تلاش بر نمی‌دارد، پرده‌ها را می‌گشاید، از کنار آدم‌ها می‌گذرد، عشق در او جاری می‌شود و او پرواز می‌کند، پرواز به آنجا که آرامش در او جاری است.
اسپنسر برای من معنی رهایی و بازگشت به خود واقعی را خوب معنا کرد، رهایی از زندگی مجلل، شکوهمند اما بدون عشق و محبت.

 

 

نوشته: علی دولیخانی «شیدا»
Continue Reading

زندگی زیباست؛ امید و زیبایی

زندگی زیباست؛ امید و زیبایی. فیلمی از روبرتو بنینی محصول 1997 ایتالیا. فیلم در سبک کمدی که روایتی از یک فرد به همراه دارد، که اگر فیلم را به دو قسمت تقسیم کنیم در قسمت اول فیلم دچار مسائل عاشقانه و اتفاقات سیاسی اطرافش می‌شود که به طور کاملا ماهرانه در فیلم به نمایش در می‌آید، در قسمت دوم فیلم ولی شاهد اتفاقاتی هستیم که برای یهودیان اسیر در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده است. فیلم فضایی کمدی دارد اما از سیاست و فلسفه زندگی چشم‌ پوشی نکرده و بسیار ماهرانه در فیلم کنجانده شده است، شاید از نام فیلم پیدا باشد که این فیلم نگاهی «زیبا» به زندگی دارد، اینکه با وجود تمامی مشکلات و مشقت‌ها باز می‌توان لبخند زد و گفت «زندگی زیباست»؛ روبرتو بنینی در این فیلم علاوه بر کارگردان و نویسنده بازیگر نقش اصلی نیز هست، همان فردی که اول عاشق می‌شود و بعد یک «پدر»! حالا او دارای یک خانواده است و مسئولیتی سنگین‌تر از قبل دارد، در قسمت اول فیلم او هدفش خوشحالی «دورا» با بازی (نیکولتا براسچی) است که در نهایت همسر او می‌شود اما در قسمت دوم فیلم اینطور نیست، حال حفظ جان فرزندش در میان آن‌همه مشقت و فضای تاریک ارتش نازی که کودکان را می‌کشند و بقیه را تا آخرین نفس به کار می‌کشند به میان می‌آید.

زندگی زیباست به معنای واقعی کلمه «زیباست» اما زیبایی که امیدبخش و سرشار از نور است که هم خنده بر لبان مخاطب می‌گذارد و هم اشک بر چشمانش، اما هرگز مخاطب خود را رها نمی‌کند و او را در میان اشک‌ها جا نمی‌گذارد، زندگی زیباست همواره در تلاش است تا امید و زیبایی خود را به مخاطب عرضه کند، که گویا موفق هم شده.

 

نوشته: علی دولیخانی

کارگردان و نویسنده: روبرتو بنینی
Continue Reading

درخت گردو؛ تلخ اما نورانی!

درخت گردو

درخت گردو فیلمی از محمدحسین مهدویان؛ تلخ اما نورانی! درخت گردو که روایت واقعی از جنگ تحمیلی ایران و عراق بود، به روستایی در کردستان به نام سردشت می‌پردازد که مورد اصابت بمب شیمیایی می‌شود. داستان اصلی فیلم در مورد خانواده‌ای پنج نفره است که یک بچه هم در راه دارند و گرفتار این مهلکه می‌شوند، پدر داستان با بازی (پیمان معادی) در تلاش است تا جان همسر و سه فرزندش را نجات دهد، او که فردی روستایی و ساده‌دل است چنان دچار شکی می‌شود که چشم‌هایش همه چیز را روایت می‌کند، و اما تلاش او برای نجات فرزندان و همسرش از توان او خارج است، زیرا اینجا با چیزی مواجه است که فراتر از انتظار اوست و فراتر از انتظار همه، از بیمارستان‌ها و مردمی که هیچ چیزی از بمب نمی‌دانند پیداست. اما پدر که تمام سختی‌ها به جانش هجوم آورند ناگهان با نوری مواجه می‌شود که توان ادامه زندگی را برایش فراهم می‌کند، دختری که در راه داشتند! دختری که در میان همه این مصیبت‌ها از آغوش مادر جان سالم به در می‌برد، فانوسی روشن برای پدر می‌شود در این مهلکه‌ی تاریک، اما انگار دست روزگار بازی دیگری برای پدر در نظر گرفته، بازی که منجر به گُم شدن دخترش می‌شود، و پدر تنها فانوس خانه‌اش را از دست می‌دهد ولی پدر دست از تلاش بر نمی‌دارد و تا آخرین لحظه زندگی خود به دنبال فانوسش می‌گردد؛ نوری که تابیده شده بود به پدر باعث شد تا آخرین لحظه زندگی خود امیدش را از دست ندهد و به زندگی و تلاش برای یافتن دخترش ادامه دهد. درخت گردو تلخ اما نورانی، نوری که پدر هیچوقت رهایش نکرد.

«نوشته:علی دولیخانی»
(بیستم شهریورماه یکهزاروچهارصد خورشیدی – بندرعباس)
Continue Reading