نشسته‌‌ام؛
به خیابان پر از آدمیزاد می‌نگرم که
سوار بر ماشین‌هایشان
یا با پا هایشان
می‌گذرند
بی آنکه بدانند
در این حوالی چه می‌گذرد
یا شاید می‌دانند
اما…

ولی چه می‌گذرد در این حوالی؟
بوی عشق می‌آید
بوی دوستی هست
اما آسمان ابریست
جوی خیابان‌ها خونی‌ست

عشق؟
دوستی؟
آری هست
اما شیشه عطر خالی
به چه کار معشوق آید؟

آری، زندگی جاری‌ست؛

حرف‌ها بسیار
اما
گویا
همین
کافی‌ست.

 

نوشته: علی دولیخانی
عکس: علی دولیخانی
نام عکس: نشته، خسته، عاشق
ثبت: ایران، هرمزگان، بندرعباس - 22 نوامبر 2021

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 5 =